یه پسر باحال از دماوند

یه پسر باحال از دماوند

بیا تو فقط بخند-جوک-اس ام اس سرکاری-مطلب طنز-داستان طنز-فقط و فقط خنده

ﺑﯽ ﺷﻮﻫﺮﯼ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻫﺴﺖ
ﺣﺘﯽ ﺗﻮ ﺩﺭﯾﺎﻫﺎ . . .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﺒﯿﻨﯿﻦ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﻋﺮﻭﺱ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ
ﺍﻣﺎ ﺩﺭﯾﻎ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ
ﺳﺘﺎﺩ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺧﺎﻧﻤﻬﺎﯼ ﺩﻡ ﺑﺨﺖ

نوشته شده در شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت 13:14 توسط علیرضا| |

مامانم مودم رو گذاشته توی آشپزخونه
هر وقت کارمون داره دیگه صدامون نمی کنه
.
.
.
..
.
، مودم رو خاموش می کنه
یکی یکی از اتاقمون خارج مى شیم !

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 16:29 توسط علیرضا| |



1. ﺳﺮ ﻛﻼﺱ ﺣﺘﻤﺎ ﮔﻮﺷﻴﺎﺗﻮﻥُ ﺳﺎﻳﻠﻨﺖ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﻘﻴﻪ ﺧﻮﺍﺑﻦ .
2. اشکالی نداره روز اول بدون کتاب سر کلاس برید.
3.ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ
4. ﺍﺳﺘﺎﺩُ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻳﺎ ﺁﻗﺎ ﺻﺪﺍ ﻧﻜﻨﻴﺪ
5.ﺩﺭﻭﺱ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﻰ ﻫﻤﺸﻮﻥ ﺑﺮﺍﻯ ﭘﺎﺱ ﺷﺪﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﺍﮔﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻳﺪ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ ﻋﺎﺩﻳﻪ
6.ﺗﺎ ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﻭﻝ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﻴﺪ ﺷﺎﺧﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ
7. به شناسایی کسایی که جزوه خوب می نویسن بپردازین
8.ﺧﻮﺩﻛﺎﺭ ﺍﺿﺎﻓﻰ ﺑﻴﺎﺭﻳﺪ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﺮﻡ ﺑﺎﻻﻳﻴﺎ
9.ﺍﮔﻪ ﺣﻴﻦ ﺟﺰﻭﻩ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺟﺎﻣﻮﻧﺪﻳﺪ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﻴﺨﻴﺎﻝ ﺷﻴﺪ ﺁﺧﺮ ﻛﻼﺱ ﺍﺯ ﺑﻘﻴﻪ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ
10.ﺍﮔﻪ ﺟﻠﺴﻪ ﻗﺒﻠﻰ ﺭﻭﻯ ﻳﻪ ﺻﻨﺪﻟﻰ ﻧﺸﺴﺘﻰ ﺩﻟﻴﻞ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺟﻠﺴﻪ ﺑﻌﺪﻡ ﺍﻭﻥ ﺻﻨﺪﻟﻰ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ
11. تا میشه تو طول ترم درس نخونید..همه زورتونو جم کنید برای شب امتحان
12. بجای یادگرفتن درس برو انواع روش تقلب رو یادبگیر این بیشتر به کارت میاد
13. نپرسید دفتر چندبرگ برداریم...
14. دخترا از این جامدادی عروسکیا با خودتون نبرید خیلی ضایس خداییش!!!
15. هر سوالی که استاد می پرسه مث این خرخونای خز سریع جواب ندید چون دید اکثر بچه ها نسبت به همچین دانشجوهایی اصصصلا خوب نیس
16. بجاي درس خوندن طول ترم بيشتر تحقيق كن ببين كدوم مراقبا باحالتره.
17. هیچ وقت به حرف اینایی که میگن ما نمیایم گوش ندید ، اول از همه تو کلاس هستن تازه بعدم قوپی الکی میان

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 13:2 توسط علیرضا| |

دخترای ورودی 93 توجه کنید!!!!!!
اومدین دانشگاه زرتی تو هفته ی اول عاشق نشینا :|
.
.
.
.
.
.
من از هفته ی دوم میام

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت 13:57 توسط علیرضا| |

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن دزد بسته را به صاحبش برگرداند

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ، مال او را حفظ می کند. من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم وعقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است .

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 11:19 توسط علیرضا| |


ساعت ۸ صبح همراه اول میخواد میلیونرم کنه !!!!
.
ساعت ۱۰ بانک پارسیان با اصرار میخواد یه لکسوس بهم بده !!!
.
ساعت ۱۲ بانک پاسارگاد میگه بیا یه آپارتمان تو شمال تهران بهت بدیم!!!!
.
ساعت ۲ برنج آوازه اس داده که ۲۵۰ میلیون بهت بدم واست کافیه دادا ؟؟!!!؟
.
ساعت ۴ رب یک و یک گفت بیا یه سفر دور دنیا ببرمت حالشو ببری !!!!
.
ساعت ۶ دنت تصمیم گرفته ۳ تا از آرزو های بزرگ منو برآورده کنه
.
ساعت۷ هم که از سر کار تعطیل میشم بی اعتنابه اس های رگباری همراه اول که التماسم میکنه داداش بیا یه ۲۰ میلیون همینجوری بهت بدم !! دست میکنم تو جیبم ببینم کرایه تاکسی تا خونمو دارم یا نه !!!
بعد که میبینم ندارم راهمو میکشمو پیاده میرم خونه!!!!!
اینجور آدم قانع و چشم و دل سیریم من به مولا !!!!!!
وگرنه واسه ما که ریخته :)))))))))

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعت 12:6 توسط علیرضا| |

ما يه معلم داشتيم
خيلي بچه ها رو درک ميکرد
ميگفت
اشکال نداره درس
نخونين جامعه حمال هم لازم داره
تا جايي که ميدونم اکثرا هم به حرفش گوش دادن!

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 12:40 توسط علیرضا| |

ﺣﺎﺿﺮﻡ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﻫﺎ ﺧﺮﺝ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ
وبلاگم ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﻭ ﻟﺒﺸﻮﻥ ﺑﯿﺎﺩ ..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻭﻟﯽ ﻓﻌﻼ ﻧﯿﺸﺘﻮﻧﻮ ﺑﺒﻨﺪﯾﻦ ....
ﭼﻮﻥ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﺪﺍﺭﻡ

نوشته شده در یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت 0:1 توسط علیرضا| |

طرف رفته برای پورشه جدیدش گوسفند خریده قربونی کنه، بعد گوسفنده رو گذاشته داخل ماشین پشت فرمون که فرار نکنه، تا رفته با قصاب هماهنگ کنه برگرده،، دیده هفتصدا تا دختر به گوسفنده که پشت فرمون بوده شماره دادن...

نوشته شده در سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 12:3 توسط علیرضا| |

مرد این قصه زود خواهد مرد . . .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393ساعت 16:36 توسط علیرضا| |

دَستاموُ سِفت بگیر
چون الآن لَبِ پَرتگام ... :) ♥

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393ساعت 0:57 توسط علیرضا| |

دلم را می سپارم دست باران هرچه بادا باد/
به دریا های تقریبا خروشان هرچه بادا باد/
مداوا میکنم اخر سکوتم را به فریادی/
گلو را میتکانم در خیابان هرچه بادا باد/
امیدی نیست بر قایق که دل بسته است بر ساحل/
من او را میسپارم دست طوفان هرچه بادا باد/
شگفتی خلق خواهم کرد مانند درختی که/
شکوفه میدهد او در زمستان، هرچه بادا باد/
به این هیکل نمی اید ولی با مرگ هم اخر/
شوم یک شب گریبان در گریبان، هرچه بادا باد..

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت 22:52 توسط علیرضا| |

ﺧﯿﺎﻧﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺱ پسر ﺩﺍﺭﯾﺪ |:
ﻭﻟﯽ ﻓﮑﺮﺗﻮﻥ ﻫﻤﺶ ﭘﯿﺸﻪ ﻣﻨﻪ |:
ﺯﺷﺘﻪ ﺑﺨﺪﺍ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻣﻨﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺑﻪ ﺳﻬﻢ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﺎﺷﯿﺪ 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت 17:36 توسط علیرضا| |

مگه میشه باشی و تنها بمونم
محاله بذاری ، محاله بتونم ...

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 3:34 توسط علیرضا| |

ساده که باشی . . .

آدم ها خیلی زود دوستت می شوند
و تو خیلی دیر می فهمی دشمنت بودند …
ساده که باشی . . .
آدم ها با همۀ کمبودهایشان به غرورت حمله می کنند
و با همۀ غرورشان مچاله ات می کنند …

ساده که باشی . . .
تو همیشه رو بازی می کنی
و آدم ها همیشه بازیگران ِ پشت پرده می مانند …

ساده که باشی . . .
اوقات بیکاری آدم ها را با سادگی ات پُر می کنند
و خود در لحظه های اندوه ، تنها می مانی ...

ساده که باشی . . .
سادگی ات را حماقت می خوانند و
کسی نمی فهمد که تو از فرط ِ ” آدم بودن ”
ساده ای .

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 13:37 توسط علیرضا| |


ﺯﻥ : ﭼﻘﺪ ﺧﺎﻃﺮﻭﻡ ﺭُ ﻣﯿﺨﯽ؟
ﻣﺮﺩ : ﻣﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺎﻃﺮﺕ ﺭِ ﻣُﺨﻮﺍﻡ !
ﺯﻥ : ﻧِﻪ ﺑُﮕﻮ ﺩِﮔﻪ ﭼﻘﺪ؟ !
ﻣﺮﺩ : ﻣِﻔﻬﻤﯽ ﺯﻥ ، ﻣﻮ ﻋﯿﻦ ﮔﻮﺷﯽ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻮﻡ ﻭ ﺗﻮ
ﻫﻢ ﺳﯿﻤﮑﺎﺭﺕ ﺗﻮﺷﯽ !! .. ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻮ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ
ﻫﯿﭽﻮﻡ ﯾَﺮﻩ ﻫــــﯿــــﭻ !!!..
ﺯﻥ : ﺍﯼ ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻮﻡ «ﺷﻮﻫﺮﻡ » ﺑُﺮُﻡ ، ﭼﯽ ﺭﻣﺎﻧﺘﯿﮏ
ﺭِﻓﺘﻪ !!.. . . .
ﻣﺮﺩ ﻫﻢ ﺗﻪ ﺩﻟﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﻋِﺠﺐ ﺯﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯾﻪ ..
ﻧِﻤِﻔﻬﻤﻪ ﮐﻪ ﺍﯼ ﮔﻮﺷﯽ ﭼﯿﻨﯿﻪ ﭼﺎﺭﺗﺎ ﺳﯿﻤﮑﺎﺭﺕ
ﻣﻮﺧﻮﺭﻩ !!!!..

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 12:43 توسط علیرضا| |

1ﻣﺎﻩ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩﯾﻤﺎ!! ﺍﺣﺴﺎﻥ ﻋﻠﯿﺨﺎﻧﯽ ﺭﻓﺖ .
.
.
.
.
.
ﺣﺎﻻ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻤﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ !!!!!!

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مرداد 1393ساعت 14:15 توسط علیرضا| |

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﭘﺎرﮎ ﺩﯾﺪﻡ 2 ﺗﺎ ﭘﺴﺮ 13.14 ﺳﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭﻥ ﺑﺎﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ﺭﻓﺘﻢ ﺟﺪﺍ ﮐﻨﻢ ﯾﻬﻮ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ :
ﻓﺮﺷﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ دیوثی ﺍﺻﻦ ﺍﺯﺕ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﮑﻨﯽ ﻻﻣﺼﺐ ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ ...
ﻋﺸﻖ ﻭ ﺣﺎﻟﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ ... ﻣﺸﺮﻭﺏ ﺧﻮﺭﺩﻧﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ ...
ﻋﻠﻒ ﺑﺎﺯﯾﺎﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ ...
:| :|
ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﯽ ﺟﺪﯾﺪﺵ ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ !

نوشته شده در شنبه یازدهم مرداد 1393ساعت 12:21 توسط علیرضا| |

ما این پستارو خودمون مستقیما از بانه میاریم برای همینم این قیمت میفروشیم
کسی خواست بدم تست کنه بعد من در خدمتش هستم !

نوشته شده در شنبه یازدهم مرداد 1393ساعت 12:20 توسط علیرضا| |

ﺭﯾﺎ ﻧﺒﺎﺷﻪ،
ﺩﯾﺸﺐ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﻣﺎﻩ ﻋﺴﻞ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﭘﺴﺘﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮕﯽ
ﮐﻪ ﻣﯿﺬﺍﺭﻡ،ﻭﻟﯽ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩﻡ ..
ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻦ ﺑﺮﺍ ﺩﻝ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ؛ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ ﺗﻮ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺛﻮﺍﺑﺶ
ﮐﻢ ﺑﺸﻪ

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 18:32 توسط علیرضا| |

آن یتیمان که با خرمای علی سیر شدند
پای گودال رسیدند ٬ همگی شیر شدند

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 23:55 توسط علیرضا| |

تنبلي تنها زماني لذت بخش است كه يك عالمه كار براي انجام داشته باشي.

(یه پسر باحال از دماوند)

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 12:24 توسط علیرضا| |

ما زشت ها
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:15 توسط علیرضا| |


ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺭﻭ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﮕﯿری
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﺟﺮﺕ ﻣﯿﺪﻩ !
ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﯽﻓﻬﻤﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﻗﺘﯽ
ﺍﺯ ﺁﺏ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﺶ؟
ﺟﺪﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﺏ؟
ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻫﻢ ﻗﺪ ﺗﻮﺋﻪ؟
ﺷﻮﺧﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎﻫﺎﺕ
خخخ :))))))

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:14 توسط علیرضا| |

ﺯﻧﺖ ﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﺠﺰ ﺳﻪ
ﺷﻨﺒﻪ ﻫﺎ .
.
.
.
ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ ﭼﺮﺍ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﻧﺰﺩﯾﺶ . ﺧﺐ ﺯﻥ
ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻩ . ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺸﻪ

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:14 توسط علیرضا| |

من همیشه از اشتباهات کسانی درس میگیرم که...!
به توصیه های من عمل کردن

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:13 توسط علیرضا| |

اگه گفتین سوراخای روی نمکدون واسه چیه؟
*
*
*
*
*
*
*
*
*

*

*
*

*
*


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:13 توسط علیرضا| |


طرف میره خونه دوستش مهمونی ، ناهار بهش کرفس میدن ، شام کنگر ، روز بعد اسفناج !
.
.
.
.
.
.
.
بعد از صبونه طرف میگه : تو رو خدا واسه ناهار دیگه زحمت نکشینا خودم میرم پارک پشت خونه میچرم

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:12 توسط علیرضا| |

ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻛﺎﺭﻯ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺑﭽﮕﻰ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ
ﺧﻮﺩﻡ ﻳﺎﺩ ﺑﮕﻴﺮﻡ
ﻧﺎﺧﻦ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﻮﺩ،

.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﭼﻮﻥ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻨﺪ ﺍﻭﻝ ﺍﻧﮕﺸﺘﻢ ﺟﺰﺀ
ﻧﺎﺧﻦ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ |:

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:11 توسط علیرضا| |

خدا ازت نگذره روحانی.......
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
زمان خاتمی افطار ساعت 5 بود... :| :))

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:11 توسط علیرضا| |


آخرين مطالب
» :-P
» :))
» قابل توجه ورودی های 93 :
» :-P
» این داستان فوق العادست
» والا :|
» :))
» :|
» :-D
» ................................

Design By : RoozGozar.com