یه پسر باحال از دماوند

یه پسر باحال از دماوند

بیا تو فقط بخند-جوک-اس ام اس سرکاری-مطلب طنز-داستان طنز-فقط و فقط خنده

ترجیح میدم مجرد باشم' و به ازدواج فکر کنم، تا اینکه ازدواج کنم و به مجردیم فکر کنم
.
.
.
.
.
.
.
.
اینو خودم گفتم دکتر شریعتی امروز كار داشت نيومد

نوشته شده در سه شنبه چهارم آذر 1393ساعت 23:33 توسط علیرضا| |

1+
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 23:33 توسط علیرضا| |

ﺑﻮﯼ ﺩﻭﺩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ... !!!
ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧـﻢ ﺟﻤﺎﻋﺘـﯽ ﭘﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺠـﺎﺯﯼ،ﻣﯽ ﺳﻮﺯﺍﻧﻨﺪ "ﻋﻤﺮ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ "
.
.
.
.
.
.
.
.
.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه شانزدهم آبان 1393ساعت 16:16 توسط علیرضا| |

ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺳﭙﯿﺪ ﺷﺪ...
آن جوانی ﮐﻪ ﺩﻓﺘﺮِ ﺧﺎﻃﺮﺍت مرا ﺧﻮﺍﻧﺪ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﭼﻮﻥ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺎ ﺳﺮ ﮐﺮﺩﻣﺶ ﺗﻮ ﮐﯿﺴﻪ گچ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﻪ ﺩﻓﺘﺮ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ یه چیز ﺷﺨﺼﯿﻪ!!!

نوشته شده در یکشنبه چهارم آبان 1393ساعت 16:46 توسط علیرضا| |

دلسوز نمیخواهم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه سوم آبان 1393ساعت 16:33 توسط علیرضا| |

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چقد من باحالم که چقد من خفنم

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مهر 1393ساعت 17:18 توسط علیرضا| |

کلاً مَدِلَمِــــــــــــه
به دَهَن هیچْکَس شیرین نمیام :|
ولی دهَنِ خیلیارو سِرویــــــــــــــــس کَردَم :)))))
راضیم از خودم

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 15:27 توسط علیرضا| |

یکی از راه های حفظ خونسردی اینه که سعی کنی خونسردیتو حفظ کنی.

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 17:54 توسط علیرضا| |

ﺑﻌﻀﯿﺎﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺰﻭﺭ ﯾﻘﺸﻮﻧﻮ ﺑﮕﯿﺮﯼ، ﺑﭽﺴﺒﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ .....
ﺯﻝ ﺑﺰﻧﯽ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﺷﻮﻧﻮ ﺑﮕﯽ ﮐﺼﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍفطططط ﺗﻮ ﭼﻘﺪ خوشتیپی .......
.
.
.
.
.
.
خلاصه ریا نشه ولی کمرم داغونه بس که کوبیده شدم به دیوار ... P:

نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 1:28 توسط علیرضا| |

از کسی که بهت دروغ گفته نپــــرس:
چـــــرا...؟
.
.
.
.
.
.
.
.
چون با یه دروغ دیگه قانعــــــت میکنه...!

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 12:29 توسط علیرضا| |

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم
شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم
گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم!
روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد
سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم
در کنـــار تــــو قدم مــــی زدم و دور و بـــرم
چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم
روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند
سینه ها پــاره شد و مرثیه ها ریخت بــه هم
پای عشق تـــو برادر کُشــی افتاد به راه
شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم
بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند
دلمان تنگ شد وُ قافیــه ها ریخت به هم
من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!
پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 1:2 توسط علیرضا| |

سلام به همه بچه های وب مخصوصا قدیمیاش

رسول پیشنهاد داد دور هم جمع بشیم به یاد قدیم و خاطراتش خواستم ببینم چند نفر پایه هستین ازون قدیمیاش؟

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 23:9 توسط علیرضا| |

تا فهميد خريدارِ واقعي ام، گران شد،
كسي كه براي همه رايگان بود!!

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 22:40 توسط علیرضا| |

من فقط عاشق اینم؛
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.به طرف بگم جدا شیم،
بعد بگه زرنزن بیا بغلم،
مال خود می حالیته؟...
اما از این شانسا نداریم که!
طرف ميگه اوکی، هر جور راحتی..

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 23:11 توسط علیرضا| |

سال 1400 شمسی
سوال تاریخ سوم دبیرستان:
خواستگاران که بودند و چه کردند و چرا منقرض شدند؟

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 23:10 توسط علیرضا| |

باید تلو تلو بخوری این زمونه رو...

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 23:9 توسط علیرضا| |

من خوب بودم
ولی خوبی مد نبود
واسه همين بهم بد کردن
چون خوبی خوب نبود...

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مهر 1393ساعت 0:57 توسط علیرضا| |

ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﺷﺘﺮﻣﺮﻍ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻥ ﮔﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻴﻦ ﺩﻭ ﭘﺎﻳﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻴﺪﻫﺪ؟؟؟
ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﭘﺮﺳﺘﻮﻫﺎ ﺩﺭ ﻓﺼﻞ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻧﻤﻴﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﻓﻘﻂﺭﺍﻩ ﻣﻴﺮﻭﻧﺪ؟؟؟
ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻥ ﺩﺭﺧﺖ ﻣﻮﺯ ﻣﻴﻮﻩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﭘﻮﺳﺖ ﻣﻴﮑﺎﺭﻧﺪ؟؟؟
ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﮐﺒﺪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﮐﻮﭼﮏ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻴﺼﺪ ﺳﺎﻝ ﮐﺎﻣﻼ ﻣﺤﻮ ﻣﻴﺸﻮﺩ؟؟؟
ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﺩﺭ ﺻﺤﺮﺍﻱ ﮐﺎﻻﻫﺎﺭﻱ ﻧﻮﻋﻲ ﻣﺎﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺗﻐﺬﻳﻪ ﻣﻴﮑﻨﺪ؟؟؟
ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﺍﺳﻄﻘﺪﻭﺱ ﮔﻴﺎﻫﻲ ﮔﻮﺷﺖ ﺧﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟؟؟
ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﺍﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺭﺍ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭ ﻫﻤﮕﻲ ﺣﺎﺻﻞ ﺗﺨﻴﻼﺕ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺳﺖ؟؟؟
ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﻓﺤﺶ ﺩﺍﺩﻥ ﮐﺎﺭ ﺑﺪﻳﺴﺖ؟؟؟

نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 12:54 توسط علیرضا| |

ﺣﺎﻟــــَﻢ ﺧــــﻮﺏ ﺍَﺳﺖ ﺍَﻣـــّـﺎ ﺩَﺭ ﺣـــﺎﻟَﺖِ ﺧـُـﻨﺜــــﮯ ﺑِﻪ ﺳـَـﺮ ﻣـــﯿﺒَﺮﻡ ﻧـَـﻪ ﺧﻮﺷﺤـــﺎﻟﻢ . . .
ﻧـَـﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣـــﺖ . . .
ﺍَﻓﺴُــــﺮﺩﻩ ﻫﻢ ﻧﯿـﺴﺘــــَﻢ . . .
ﺧﻨﺜـــﮯ ﻭ ﺑﯿــﺨــــﯿﺎﻝ . .
ﺣﺎﻝِ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﻫــــﺎﯾَﻢ ﺭﺍ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺭَﻡ . . .
ﻧِﮕــﺮﺍﻥ ﻧﯿـﺴﺘﻢ . . .
ﺩِﻟـــﻬُﺮﻩ ﻧَـﺪﺍﺭﻡ . . .
ﺍَﻣـّــﺎ ﯾﮏ ﺟــــﺎﮮ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﻠﻨﮕـــَﺪ . . .
ﻫـَــﻨﻮﺯ ﺩَﺭﮔـــﯿﺮِ ﺧــــﻮﺩﻡ ﻫـَﺴـــــﺘـَﻢ!

نوشته شده در شنبه پنجم مهر 1393ساعت 12:50 توسط علیرضا| |

اونــــــــــــــــــی که دستش تو دست شماس.....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه پنجم مهر 1393ساعت 12:49 توسط علیرضا| |

ﺑﯽ ﺷﻮﻫﺮﯼ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻫﺴﺖ
ﺣﺘﯽ ﺗﻮ ﺩﺭﯾﺎﻫﺎ . . .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﺒﯿﻨﯿﻦ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﻋﺮﻭﺱ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ
ﺍﻣﺎ ﺩﺭﯾﻎ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ
ﺳﺘﺎﺩ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺧﺎﻧﻤﻬﺎﯼ ﺩﻡ ﺑﺨﺖ

نوشته شده در شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت 13:14 توسط علیرضا| |

مامانم مودم رو گذاشته توی آشپزخونه
هر وقت کارمون داره دیگه صدامون نمی کنه
.
.
.
..
.
، مودم رو خاموش می کنه
یکی یکی از اتاقمون خارج مى شیم !

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 16:29 توسط علیرضا| |



1. ﺳﺮ ﻛﻼﺱ ﺣﺘﻤﺎ ﮔﻮﺷﻴﺎﺗﻮﻥُ ﺳﺎﻳﻠﻨﺖ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﻘﻴﻪ ﺧﻮﺍﺑﻦ .
2. اشکالی نداره روز اول بدون کتاب سر کلاس برید.
3.ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ
4. ﺍﺳﺘﺎﺩُ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻳﺎ ﺁﻗﺎ ﺻﺪﺍ ﻧﻜﻨﻴﺪ
5.ﺩﺭﻭﺱ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﻰ ﻫﻤﺸﻮﻥ ﺑﺮﺍﻯ ﭘﺎﺱ ﺷﺪﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﺍﮔﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻳﺪ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ ﻋﺎﺩﻳﻪ
6.ﺗﺎ ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﻭﻝ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﻴﺪ ﺷﺎﺧﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ
7. به شناسایی کسایی که جزوه خوب می نویسن بپردازین
8.ﺧﻮﺩﻛﺎﺭ ﺍﺿﺎﻓﻰ ﺑﻴﺎﺭﻳﺪ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﺮﻡ ﺑﺎﻻﻳﻴﺎ
9.ﺍﮔﻪ ﺣﻴﻦ ﺟﺰﻭﻩ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺟﺎﻣﻮﻧﺪﻳﺪ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﻴﺨﻴﺎﻝ ﺷﻴﺪ ﺁﺧﺮ ﻛﻼﺱ ﺍﺯ ﺑﻘﻴﻪ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ
10.ﺍﮔﻪ ﺟﻠﺴﻪ ﻗﺒﻠﻰ ﺭﻭﻯ ﻳﻪ ﺻﻨﺪﻟﻰ ﻧﺸﺴﺘﻰ ﺩﻟﻴﻞ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺟﻠﺴﻪ ﺑﻌﺪﻡ ﺍﻭﻥ ﺻﻨﺪﻟﻰ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ
11. تا میشه تو طول ترم درس نخونید..همه زورتونو جم کنید برای شب امتحان
12. بجای یادگرفتن درس برو انواع روش تقلب رو یادبگیر این بیشتر به کارت میاد
13. نپرسید دفتر چندبرگ برداریم...
14. دخترا از این جامدادی عروسکیا با خودتون نبرید خیلی ضایس خداییش!!!
15. هر سوالی که استاد می پرسه مث این خرخونای خز سریع جواب ندید چون دید اکثر بچه ها نسبت به همچین دانشجوهایی اصصصلا خوب نیس
16. بجاي درس خوندن طول ترم بيشتر تحقيق كن ببين كدوم مراقبا باحالتره.
17. هیچ وقت به حرف اینایی که میگن ما نمیایم گوش ندید ، اول از همه تو کلاس هستن تازه بعدم قوپی الکی میان

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 13:2 توسط علیرضا| |

دخترای ورودی 93 توجه کنید!!!!!!
اومدین دانشگاه زرتی تو هفته ی اول عاشق نشینا :|
.
.
.
.
.
.
من از هفته ی دوم میام

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت 13:57 توسط علیرضا| |

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن دزد بسته را به صاحبش برگرداند

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ، مال او را حفظ می کند. من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم وعقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است .

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 11:19 توسط علیرضا| |


ساعت ۸ صبح همراه اول میخواد میلیونرم کنه !!!!
.
ساعت ۱۰ بانک پارسیان با اصرار میخواد یه لکسوس بهم بده !!!
.
ساعت ۱۲ بانک پاسارگاد میگه بیا یه آپارتمان تو شمال تهران بهت بدیم!!!!
.
ساعت ۲ برنج آوازه اس داده که ۲۵۰ میلیون بهت بدم واست کافیه دادا ؟؟!!!؟
.
ساعت ۴ رب یک و یک گفت بیا یه سفر دور دنیا ببرمت حالشو ببری !!!!
.
ساعت ۶ دنت تصمیم گرفته ۳ تا از آرزو های بزرگ منو برآورده کنه
.
ساعت۷ هم که از سر کار تعطیل میشم بی اعتنابه اس های رگباری همراه اول که التماسم میکنه داداش بیا یه ۲۰ میلیون همینجوری بهت بدم !! دست میکنم تو جیبم ببینم کرایه تاکسی تا خونمو دارم یا نه !!!
بعد که میبینم ندارم راهمو میکشمو پیاده میرم خونه!!!!!
اینجور آدم قانع و چشم و دل سیریم من به مولا !!!!!!
وگرنه واسه ما که ریخته :)))))))))

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعت 12:6 توسط علیرضا| |

ما يه معلم داشتيم
خيلي بچه ها رو درک ميکرد
ميگفت
اشکال نداره درس
نخونين جامعه حمال هم لازم داره
تا جايي که ميدونم اکثرا هم به حرفش گوش دادن!

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 12:40 توسط علیرضا| |

ﺣﺎﺿﺮﻡ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﻫﺎ ﺧﺮﺝ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ
وبلاگم ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﻭ ﻟﺒﺸﻮﻥ ﺑﯿﺎﺩ ..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻭﻟﯽ ﻓﻌﻼ ﻧﯿﺸﺘﻮﻧﻮ ﺑﺒﻨﺪﯾﻦ ....
ﭼﻮﻥ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﺪﺍﺭﻡ

نوشته شده در یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت 0:1 توسط علیرضا| |

طرف رفته برای پورشه جدیدش گوسفند خریده قربونی کنه، بعد گوسفنده رو گذاشته داخل ماشین پشت فرمون که فرار نکنه، تا رفته با قصاب هماهنگ کنه برگرده،، دیده هفتصدا تا دختر به گوسفنده که پشت فرمون بوده شماره دادن...

نوشته شده در سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 12:3 توسط علیرضا| |

مرد این قصه زود خواهد مرد . . .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393ساعت 16:36 توسط علیرضا| |


آخرين مطالب
» :-P
» 1+
» ................................
» :|
» ................................
» :-P
» :))
» جمله از خودمه یکم سنگینه مطلبش!
» :-P
» :-)

Design By : RoozGozar.com