یه پسر باحال از دماوند

یه پسر باحال از دماوند

بیا تو فقط بخند-جوک-اس ام اس سرکاری-مطلب طنز-داستان طنز-فقط و فقط خنده

ﺭﯾﺎ ﻧﺒﺎﺷﻪ،
ﺩﯾﺸﺐ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﻣﺎﻩ ﻋﺴﻞ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﭘﺴﺘﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮕﯽ
ﮐﻪ ﻣﯿﺬﺍﺭﻡ،ﻭﻟﯽ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩﻡ ..
ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻦ ﺑﺮﺍ ﺩﻝ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ؛ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ ﺗﻮ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺛﻮﺍﺑﺶ
ﮐﻢ ﺑﺸﻪ

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 18:32 توسط علیرضا| |

آن یتیمان که با خرمای علی سیر شدند
پای گودال رسیدند ٬ همگی شیر شدند

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 23:55 توسط علیرضا| |

تنبلي تنها زماني لذت بخش است كه يك عالمه كار براي انجام داشته باشي.

(یه پسر باحال از دماوند)

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 12:24 توسط علیرضا| |

ما زشت ها
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:15 توسط علیرضا| |


ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺭﻭ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﮕﯿری
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﺟﺮﺕ ﻣﯿﺪﻩ !
ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﯽﻓﻬﻤﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﻗﺘﯽ
ﺍﺯ ﺁﺏ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﺶ؟
ﺟﺪﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﺏ؟
ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻫﻢ ﻗﺪ ﺗﻮﺋﻪ؟
ﺷﻮﺧﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎﻫﺎﺕ
خخخ :))))))

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:14 توسط علیرضا| |

ﺯﻧﺖ ﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﺠﺰ ﺳﻪ
ﺷﻨﺒﻪ ﻫﺎ .
.
.
.
ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ ﭼﺮﺍ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﻧﺰﺩﯾﺶ . ﺧﺐ ﺯﻥ
ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻩ . ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺸﻪ

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:14 توسط علیرضا| |

من همیشه از اشتباهات کسانی درس میگیرم که...!
به توصیه های من عمل کردن

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:13 توسط علیرضا| |

اگه گفتین سوراخای روی نمکدون واسه چیه؟
*
*
*
*
*
*
*
*
*

*

*
*

*
*


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:13 توسط علیرضا| |


طرف میره خونه دوستش مهمونی ، ناهار بهش کرفس میدن ، شام کنگر ، روز بعد اسفناج !
.
.
.
.
.
.
.
بعد از صبونه طرف میگه : تو رو خدا واسه ناهار دیگه زحمت نکشینا خودم میرم پارک پشت خونه میچرم

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:12 توسط علیرضا| |

ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻛﺎﺭﻯ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺑﭽﮕﻰ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ
ﺧﻮﺩﻡ ﻳﺎﺩ ﺑﮕﻴﺮﻡ
ﻧﺎﺧﻦ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﻮﺩ،

.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﭼﻮﻥ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻨﺪ ﺍﻭﻝ ﺍﻧﮕﺸﺘﻢ ﺟﺰﺀ
ﻧﺎﺧﻦ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ |:

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:11 توسط علیرضا| |

خدا ازت نگذره روحانی.......
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
زمان خاتمی افطار ساعت 5 بود... :| :))

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:11 توسط علیرضا| |


آقا ما یه روز اومدیم یه آدم خوشگلو خوش تیپو بغل کنیم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تق خوردیم به آینه

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:10 توسط علیرضا| |


دختره اومده اپاراتی باد چرخاشو تنظیم کنه
به یارو گفت اقا باد خارجی بزنید لطفا.
من که شوکه شدم.. پمپ باده که از خنده بادش نمیومد.
اوستاهه که اینکاره بود گفت نگران نباشید
تو کل منطقه فقط ماییم که باد خارجی میزنیم بقیه یا چینیه یا ایرانی
الان براتون صورتیشو زدم
دختر : وااااااااا چرا صورتی؟ این ماشینه بابامه ....
بقیشو نمیتونم بگم اینترنتم از خنده قطعو وصل میشه !!!

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:9 توسط علیرضا| |

کامپیوترم به درجه ای از کندی رسیده که وقتی کلیک میکنم رو مای کامپیوتر بعد پنج دیقه میپرسه داداش کجا رو کلیک کرده بودی ??

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:8 توسط علیرضا| |

آقا ﻣﻮﺭﺩ هم ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺭﻭ ﺑﺰﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﺩﺭ
ﯾﺨﭽﺎﻝ، ﺩﯾﺪﻩ ﺟﺎ ﻧﻤﯿﺸﻪ،
ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺭﻭ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ ﯾﮑﻢ ﺍﺯﺵ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ
ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ!!!

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:8 توسط علیرضا| |

ميدونيد چرا لب گوسفند تو كله پاچه نيست ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:8 توسط علیرضا| |

یعنی هر چی تو ماه رمضون
به خودم فشار میارم که یادم بره که روزه هستم
و برم یه لیوان آب خنک بخورم!
اصلن نمیشه!!

نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:7 توسط علیرضا| |

ميدونين ﭼﺮﺍ ﺍﺳﻢ ﻫﻤﻪ ﺧﻤﯿﺮ ﺩﻧﺪﻭﻧﺎ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﺲ؟
ﻣﺜﻼ ﻧﺴﯿﻢ،ﺷﺒﻨﻢ،ﭘﻮﻧﻪ
.
.
.
ﺣﺎﻻ ﺍﮔﻪ ﺍﺳﻢ ﭘﺴﺮ ﺑﻮﺩ ﻣﺜﻞ ﻏﻼﻡ
ﺷﻤا ﻣﯿﻤﺎﻟﯿﺪﯾﻨﺶ ﺑﻪ ﻟﺐ ﻭ ﺩﻫﻨﺘﻮﻥ؟
.
.
.
اقا یه غلام نعنایی بدین

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 12:59 توسط علیرضا| |

دیروز سرچهار راه ...
یه دختر بچه ی معصوم اوم جلو ماشینم و گفت:
آقا تورو خدا ازم گل میخری؟
منم مثل توو فیلما لبخندی زدم و یه 10 هزار تومنی دادم.
گفتم:
همشو بده…
.
.
.
دختره یه نیم نگاهی بهم کرد و گفت:
.
.
.
برو بابا شاخه ای 12 تومنه ....

نوشته شده در جمعه ششم تیر 1393ساعت 13:9 توسط علیرضا| |


ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﻡ
.
.
.

.
.
.
.
.
زشته ب خدا
ﺍﺯ ﺳﻮﺳﮏ ﻣﯿﺘﺮﺳﯽ؟
ﺁﺧﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﻮ ﺷﮑﻢ ﺳﻮﺳﮏ ﺟﺎ ﻣﯿﺸﯽ؟
ﻧﻪ ﺟﺎﻣﯿﺸﯽ؟
ﻧﻪ ﺧﺐ ﺑﮕﻮ ﻣﯿﺨﺎﻡ ﺑﺪﻭﻧﻢ!!!

نوشته شده در جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 13:25 توسط علیرضا| |

يه سوال خيلي مهم
ﺍﯾﻦ ﭼﯿﻨﯿﺎ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺯﺑﻮﻥ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﻣﯿﻔﻬﻤﻦ ﯾﺎ ﺟﻠﻮ ﺑﻘﯿﻪ ﺁﺑﺮﻭ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ؟ !

نوشته شده در جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 13:25 توسط علیرضا| |

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎ ﺳﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺩﺍﺭﺩ :
۱ - ﮐﻮﺩﮐﯽ
۲ - ﺟﻮﺍﻧﯽ
۳ - ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﻣﻮﻧﺪﯼ !

نوشته شده در جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 13:24 توسط علیرضا| |

یکی از بزگترین دغدغه های بچگی من این بود ک اگه خانواده واقعیمو پیدا کردم,توهمین خانواده بمونم یا برم پیش خانواده اصلیم برا زندگی؟!؟!:|

نوشته شده در جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 13:23 توسط علیرضا| |


ﺧﺒﺮ ﻓﻮﺭﯼ !!ﮔﺮﻭﻫﮏ ﺗﺮﻭﺭﯾﺴﺘﯽ ﺩﺍﻋﺶ ﺑﻪ 18 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮﯼ ﻣﺮﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥﺭﺳﯿﺪﻥ .ﮐﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻩ ﺩﺭ ﺧﻄﺮ ﮐﺎﻣﻠﻪ .ﺳﺮﻋﺖ ﻋﺠﯿﺐ ﺣﺮﮐﺖ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻫﮏ ﺗﺮﻭﺭﯾﺴﺘﯽ ﺩﺭﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺣﯿﺮﺕ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻧﻈﺎﻣﯽﺟﻬﺎﻥ ﺷﺪﻩ .ﺧﺒﺮﻧﮕﺎﺭ ﺷﺒﮑﻪ ﺳﯽ ﺍﻥ ﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺍﺑﻮﻣﺤﻤﺪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻫﮏ ﺗﺮﻭﺭﯾﺴﺘﯽ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﮐﺮﺩﻩﻭ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺳﺮﯾﻊ ﺭﻭ ﺟﻮﯾﺎ ﺑﺸﻪ .ﺍﺑﻮﻣﺤﻤﺪ : ﻣﺎ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺗﺤﺖ ﻣﺤﺮﻭﻣﯿﺖ ﺑﻮﺩﯾﻢ .ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ .ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻣﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻣﯽ ﺷﺪ .ﻫﺮ ﺟﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺍﻧﺘﺤﺎﺭﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﯾﻢ ﺟﻮﺭﻧﻤﯽ ﺷﺪ .ﺗﻮﯼ ﺳﻮﺭﯾﻪ ﻭ ﯾﻤﻦ ﻭ ﺑﺤﺮﯾﻦ ﻭ ... ﮐﻠﯽ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺍﻧﺠﺎﻡﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﺶ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺗﻠﻔﺎﺕ ﺷﺪ .ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺑﺪﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ.ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﯾﺮﺍﻥﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺍﻧﺘﺤﺎﺭﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻩ ﻭ ﺑﻤﺒﺶ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﻮﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺗﻦ ﺗﺎﮎ ﺳﻮﻏﺎﺗﯽﺁﻭﺭﺩ .ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺭﻭ ﭘﺎﻡ ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﻣﺸﮑﻼﺗﻢ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ.ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻪ .ﻫﻤﻪ ﺗﯿﻢ ﺍﻧﺘﺤﺎﺭﯼ ﺍﻡ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﻨﻔﺠﺮﮐﺮﺩﻥ.ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺳﻠﻔﯽ ﺍﻡ ﮐﻔﺶ ﺗﻦﺗﺎﮎ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻋﺖ ﺩﺭ ﭘﯿﺸﺮﻭﯼ ﺭﻭ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﮐﻔﺶﺗﻦ ﺗﺎﮎ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽﮐﻨﻢ

نوشته شده در جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 13:17 توسط علیرضا| |

موردم داشتيم دختره داشته رانندگى ميكرده ...
يادش رفته دنده چنده . . . . . . . . . . :|
.
.
.
زده كنار دوباره از دنده يك شروع كرده :))))

نوشته شده در جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 13:16 توسط علیرضا| |

بچه ها شرمنده اگه این روزا کم پست میذارم!
آخه وضعیت نت تو برزیل خرابه

نوشته شده در جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 13:15 توسط علیرضا| |

رفتم دکتر میگم اقای دکتر پاهام عرق میکنه،میگه چیز مهمی نیست منم همینطوریم!میگم گاهی وقتا سرگیجه میگیرم،میگه منم همین طوریم !گفتم اقای دکتر شما هم مثل من مریض هستید یه دکتر خوب پیدا کنم باهم بریم پیشش ،دیوانه از مطب انداختم بیرون .
مردم اعصاب ندارن.

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393ساعت 14:28 توسط علیرضا| |

اینایی که کسی از کاراشون سردرنمیاره،
اینایی که کاراشونو همیشه ساکت و آروم انجام میدن،
اینایی که عشقشون لباس مشکیه،
اینایی که دلشون نمیاد وقتی که خوابی بیدارت کنن،
اینایی که روزا براشون بی معنی شده و شبا فقط کار میکنن،
اینایی که با دیواره خونه ها یه دنیا خاطره دارن،
اینا رو خیلی زیاد مواظبشون باشید،
این لامصبا دزدن !

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393ساعت 14:28 توسط علیرضا| |

آقای من! این جمعه هم گذشت.و چند روز دیگر جمعه هفته بعد می­رسد و باز هم نیمه شعبان روز ولادت فرا می­رسد. نزدیک نیمه شعبان قم حال و هوای دیگری دارد. کوچه­ ها آذین بندان شده. همه جا را ریسه می­کشند. اهالی همه محله­ ها جلوی در خانه ­هایشان را آب و جارو می­کنند. خیابانها چراغانی می­شود. خود را برای جشن میلادت در نیمه شعبان آماده می­کنند. و جمعه هفته دیگر خیل جمعیت از همه جای ایران که از همه جای دنیا به قم و جمکران سرازیر می­شود.

 

و من چه بگویم. بگویم دلم گرفته. یا بگویم رو سیاهم. یا بگویم منتظرم. یا بگویم هنوز دلم را آب و جارو نکرده ­ام. چگونه بگویم. به خود بگویم یا به دیگران. آیا گوش دلم به این حرفها توجه می­کند. کسی که عمری زندگی می­کند فقط برای زندگی کردن.نه خود را می­شناسد و نه زندگی را.همیشه گمان می­کند که دارد زندگی میکند. اما کدام زندگی؟

 

اگر این حرفهای پریشان را نزنم چه کنم؟ شاید بتوانم کمی خودم را سبک کنم. هفته بعد هم می­رود و نیمه شعبان هم تمام می شود و باز قم و جمکران خلوت می­شود. و در انتظار نیمه شعبانی دیگر. همه منتظرت هستند. اما من… . من آیا منتظرت هستم؟ من چه کرده­ ام؟ کدام کوچه را جارو کرده ­ام؟ من حتی دل خودم را آب و جارو نکرده ­ام. کدام محله را ریسه بسته ­ام؟ من حتی دل خودم را ریسه نبسته­ ام. کدام خیابان را چراغانی کردم؟ سالهاست که چراغ دلم سوخته و درستش نکرده ­ام.

 

آقا جان اگر نیمه شعبان به مسجد جمکرانت نیایم چه کنم؟ تنها امیدم گمان می­کنی غیر از مسجد جمکران توست؟ یا نه؟ آیا باید به چیز دیگری امید ببندم؟ تمام سال می­آید و می­رود. رمضان. محرم و صفر. رجب و شعبان. ایام سرور و شادی یا سوگواری و عزای امامان و پیامبر و باقی صالحان آمد و رفت. من چه فرقی کردم؟ که حال نیمه شعبان برای من فرقی داشته باشد؟ اما در دلم چیزی می­گوید نیمه شعبان فرق می­کند. سالگرد ولادت امام حاضر و زنده ­ای است که امید زمین و زمان است. امامی که هزار و چهارصد سال عمر کرده و هزار و چهارصد سال در غیبت صبر کرده.




نقی




مژده اي دل که شب نيمه شعبان آمد

بر تن مرده و بي جان جهان جان آمد

بانگ تکبير نگردرهمه عالم بر پاست

همه  گويند  مگر  جلوه  يزدان   آمد

اززمين نوربه بالا رود امشب زيرا

نور خورشيد امامت همه  تابان  آمد

قائم آل محمد (عج)گل گلزار رسول

حجه بن الحسن (عج)آن مظهر ايمان آمد


 

 


اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393ساعت 15:9 توسط علیرضا| |

لواشک رو باید دراز دراز بُرید
پهن کرد
نمک پاشید روش
جوری که دونه های بزرگ نمک روی لواشک رو سفید کنه
بعد لوله کنی بذاری گوشه لپت
یه زحمت بکشین آب دهنتونو قورت بدید با تشکر
راستی اونیم که گفتی خودتی

نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 12:35 توسط علیرضا| |


آخرين مطالب
» :-P
» ................................
» :|
» :-P
» والا :))
» یادتون باشه
» :))
» سوال
» :-D
» :|

Design By : RoozGozar.com